برای اینکه بتوانید از تمامی مطالب وبلاگ بهره مند شوید از قسمت آرشیو استفاده کنید.
ستاره دنباله دار یک جرم یخی است که غبار و گاز درون خود را
بیرون می پاشد. بیشتر دنباله دارهایی که ما از زمین شاهد آنها هستیم در
مدار بیضی شکل بزرگی به دور خورشید در گردشند. هر دنباله دار از یک هسته
جامد، که توسط ابری به نام گیسو احاطه شده است، تشکیل می شود. دنباله دارها
دارای یک یا دو دم نیز هستند. اغلب دنباله دارها آنقدر کوچک یا کم نورند
که از زمین، بدون تلسکوپ دیده نمی شوند. با اینحال برخی از آنها تا هفته ها
در آسمان با چشم غیر مسلح دیده می شوند. ما دنباله دارها را به دلیل گاز و
غبار موجود در گیسو و همینطور بازتاب نور در قسمت دم آنها می بینیم.
همچنین گازهای دنباله دارها انرژی را که از خورشید جذب کرده اند، پخش می
کنند و این باعث درخشش آنها می گردد. ستاره شناسان دنباله دارها را بر حسب زمانیکه برای یکبار گردش به دور
خورشید در مدار خود صرف می کنند، طبقه بندی می نمایند. دنباله دارهای دوره
کوتاه کمتر از ۲۰۰ سال زمان برای گردش در مدارشان نیاز دارند و دنباله
دارهای دوره بلند بیش از ۲۰۰ سال زمان برای یکبار گردش خود به دور خورشید
صرف می کنند. ستاره شناسان در مورد دنباله دارها بر این باورند که آنها باقیمانده
مجموعه ای از گاز، یخ، سنگ و غبارند که حدود ۶/۴ بیلیون سال پیش در منطقه
بیرون سیارات شکل گرفتند. بعضی از دانشمندان معتقدند که تعدادی دنباله دار،
آب و مولکولهای کربنی لازم برای تشکیل حیات در زمین را به این سیاره آورده
اند. قسمتهای مختلف یک دنباله دار هسته دنباله دارها یک توپ از یخ و ذرات غبار سنگی است که شبیه به یک
گلوله برفی کثیف می باشد. یخ هسته دنباله دار عمدتا از آب منجمد تشکیل شده
است اما ممکن است مواد منجمد دیگری نظیر آمونیا، دی اکسید کربن، مونوکسید
کربن و متان نیز در آن وجود داشته باشد. دانشمندان تصور می کنند که هسته
برخی از دنباله دارها ترد و شکننده است، چراکه آنها شماری دنباله دار پیدا
کرده اند که بدون هیچ دلیل واضحی خرد شده اند. با نزدیک شدن دنباله دار به قسمتهای داخلی منظومه شمسی، گرمای خورشید
منجر به تبخیر قسمتی از یخ موجود در سطح هسته دنباله دار شده و ذرات غبار و
گاز با فشار از دنباله دار به فضا خارج می گردند و به این شکل قسمت گیسو
را شکل می دهند. پرتوهای خورشید، ذرات غبار را از قسمت گیسو به بیرون هل می
دهند. این ذرات سبب تشکیل دم غباری دنباله دار می شود. به طور همزمان،
بادهای خورشیدی – که جریانی با سرعت بسیار زیاد از ذرات باردار الکتریکی می
باشد – بخشی از گازهای دنباله دار را به یون (ذرات بار دار) تبدیل می کند.
این یونها نیز به بیرون از گیسو جریان پیدا کرده و دم یونی را شکل می
دهند. از آنجائیکه دمهای دنباله دارها توسط پرتوها و بادهای خورشیدی جارو
زده می شوند، همیشه در جهت مخالف خورشید قرار می گیرند. اینگونه تصور می شود که قطر هسته بیشتر دنباله دارها حدود ۱۶ کیلومتر یا
کمتر است. قطر برخی از گیسوها می تواند به ۶/۱ میلیون کیلومتر برسد. برخی
از دمها نیز در مسافتی معادل ۱۶۰ میلیون کیلومتر گسترده می شوند. زندگی یک دنباله دار دانشمندان فکر می کنند، دنباله دارهای دوره کوتاه از کمربند کویپر که در
آنسوی مدار سیاره پلوتو قرار دارد، می آیند. کشش گرانشی سیارات خارجی
منظومه شمسی می تواند بر این اجرام تاثیر گذاشته و آنها را به درون منظومه
شمسی بکشاند. دنباله دارهای دوره بلند از ابر اورت می آیند. مجموعه ای از
اجرام در فاصله ای هزار برابر فاصله پلوتو از خورشید که مانند کره ای
منظومه شمسی را در بر گرفته است. فعل و انفعالات گرانشی ستارگان در حال
گذر، باعث می شود که این اجرام یخی به درون منظومه شمسی راه یابند. هر بار که یک دنباله دار وارد منظومه شمسی می شود، قسمتی از یخ و غبار
خود را از دست می دهد. گاهی قسمتی از دنباله آنها پس از ورود به جو زمین به
شکل شهاب سنگ درآمده و در اتمسفر زمین می سوزد. در نهایت بعضی از دنباله
دارها همه یخ خود را از دست می دهند. آنها از هم می پاشند و تبدیل به ابری
از غبار می شوند و یا به صورت اجرام غیر فعالی نظیر سنگهای آسمانی در می
آیند. مطالعه دنباله دارها بسیاری از نکاتی که دانشمندان امروزه درباره دنباله دارها می دانند، از
مطالعه گسترده دنباله دار هالی (Halley) که در سال ۱۹۸۶ از نزدیکی زمین گذر
کرد، به دست آمده است. پنج فضاپیما در نزدیکی هالی قرار گرفتند و اطلاعاتی
را در مورد شکل ظاهر و ترکیبات شیمیایی آن جمع آوری کردند. چندین کاوشگر
نیز به قدری به آن نزدیک شدند که بتوانند هسته آن که به طور معمول با گیسو
پوشانده شده بود را مورد بررسی قرار دهند. از اطلاعات به دست آمده مشخص شد
که هسته هالی سیب زمینی شکل و حدود ۱۵ کیلومتر طول دارد. این هسته به طور
مساوی متشکل از یخ و غبار بود. حدود ۸۰ درصد از بخش یخی آن آب منجمد و ۱۵
درصد از آن مونوکسید کربن منجمد بود. ۵ درصد باقیمانده نیز شامل دی اکسید
کربن منجمد، متان و آمونیا می شد. دانشمندان معتقدند که دیگر دنباله دارها
از نظر شیمیایی شبیه به هالی می باشند. دانشمندان به طور غیر منتظره ای متوجه شدند که رنگ هسته دنباله دار
هالی، سیاه و کاملا تیره است. آنها فهمیدند که هسته یخی این دنباله دار و
یا شاید اغلب دنباله دارها، با پوسته سیاهی از غبار و سنگ پوشیده شده است.
این دنباله دارها تنها زمانی گازهای درون خود را با فشار خارج می کنند که
سوراخهای موجود در این پوسته سیاه به سمت خورشید قرار گیرد. دنباله دار دیگری که توسط دوربینهای فضاپیما مشاهده شده، دنباله دار
برلی (Borrelly) است. فضاپیمای “اعماق فضای ۱″ در سال ۲۰۰۱، هسته برلی را
که تقریبا نصف هسته هالی است مشاهده کرد. هسته این دنباله دار نیز به شکل
سیب زمینی است و دارای پوسته ای سیاه می باشد. مانند هالی، این دنباله دار
نیز تنها زمانی گازهای درون خود را بیرون می ریزد که سوراخهای پوسته آن رو
به خورشید قرار گرفته باشند. در سال ۱۹۹۴، ستاره شناسان دنباله داری به نام شومیکر-لوی ۹
(Shoemaker-Levy ۹) که تکه تکه شده بود و با سیاره مشتری برخورد نمود را
مشاهده کردند. یکی از فعالترین دنباله دارهای ۴۰۰ سال اخیر، هال – باپ
(Hale-Bopp) نام دارد که در سال ۱۹۹۷، از فاصله ۱۹۷ میلیون کیلومتری زمین
گذر کرد. البته این برای یک دنباله دار فاصله کمی نیست اما به دلیل هسته
غیر عادی و بسیار درخشان، این دنباله دار با چشم غیر مسلح نیز قابل رصد
بود. تخمین زده شده است که قطر هسته آن بین ۴۰ تا ۵۰ کیلومتر بوده است. در سال ۲۰۰۴، فضاپیمای آمریکایی غبار ستاره (Stardust) به نزدیک هسته
دنباله دار وایلد۲ (Wild ۲) رفت و اطلاعاتی را از گیسوی این دنباله دار جمع
آوری نمود. همچنین در همان سال، آژانس فضایی اروپا فضاپیمای رزتا
(Rosetta) را که قرار است در سال ۲۰۱۴ به مدار دنباله دار چاریومف-
گراسیمنکو (Churyumov-Gerasimenko) برسد، ارسال کرد. رزتا یک کاوشگر کوچک
با خود حمل می کند که برای فرود در هسته این دنباله دار طراحی شده است.
مریخ چهارمین سیاره از سمت خورشید در منظومه شمسی است. این
سیاره یکی از همسایه های نزدیک زمین در فضا می باشد. مانند بقیه اجرام
موجود در منظومه شمسی عمر مریخ نیز در حدود ۶/۴ بیلیون سال تخمین زده می
شود. رومیان باستان به تقلید از یونانیان، نام خدای جنگ خود یعنی مارس را بر
روی این سیاره گذاشتند. دلیل این نامگذاری رنگ سرخ تداعی کننده خون این
سیاره است. سرخ بودن این سیاره به دلیل وجود مقادیر زیاد آهن در خاک آن می
باشد. دانشمندان این سیاره را از طریق تلسکوپ های مستقر در زمین و فضا مشاهده
کرده اند. سفینه هایی نیز تلسکوپ و تجهیزاتی دیگر را با خود به این سیاره
برده اند. سفینه های نخستین طوری طراحی شده بودند که با گذر از کنار مریخ
به مشاهده آن بپردازند. بعدها، سفینه هایی در مداری به دور مریخ شروع به
گردش نموده و یا حتی بر سطح آن فرود آمده اند اما تا کنون هیچ انسانی پای
بر روی این سیاره نگذاشته است. به علاوه، یک گروه از دانشمندان ادعا کرده اند که مدرکی پیدا نموده اند
که نشان می دهد زمانی در مریخ موجودات زنده اقامت داشته اند. این مدرک شامل
مواد موجود در سنگ های آسمانی پیدا شده در زمین می باشد. اما تشریح این
گروه از این سنگ آسمانی هنوز نتوانسته است که بقیه دانشمندان را متقاعد
کند. بر فراز سطح این سیاره اتمسفری وجود دارد که ۱۰۰ مرتبه از اتمسفر زمین
رقیق تر است. با این حال این اتمسفر به اندازه ای تراکم دارد که بتواند یک
سیستم آب و هوایی شامل ابرها و بادها را ایجاد نماید. طوفانهایی مهیب همراه
با گرد و خاک گاهی همه سطح این سیاره سرخ را در بر می گیرند. مریخ با زمین تفاوت های زیادی دارد و این تفاوت ها بیشتر از فاصله دور
مریخ از خورشید و کوچکتر بودن آن نسبت به زمین ناشی می شود. میانگین فاصله
مریخ از خورشید حدود ۲۲۷.۹۲۰.۰۰۰ کیلومتر می باشد این فاصله تقریبا ۵/۱
برابر فاصله زمین تا خورشید است. میانگین شعاع مریخ ۳.۳۹۰ کیلومتر یعنی
تقریبا نصف شعاع کره زمین می باشد. مشخصات مریخ مانند دیگر سیارات منظومه شمسی مدار مریخ نیز به شکل بیضی می باشد. اما
کشیدگی بیضی مدار مریخ از همه سیارات بیشتر است. فاصله مریخ تا خورشید در
کمترین حالت ۲۰۶.۶۲۰.۰۰۰ کیلومتر و در بیشترین حالت ۲۴۹.۲۳۰.۰۰۰ کیلومتر می
باشد. مریخ در هر ۶۸۷ روز زمینی یک دور کامل به دور خورشید گردش می کند.
این مدت زمان یکسال در مریخ است. فاصله مریخ تا زمین به موقعیت هر دو سیاره در مدار خود بستگی دارد.
کمترین فاصله بین این دو سیاره همسایه از یکدیگر ۵۴.۵۰۰.۰۰۰ کیلومتر و
بیشترین فاصله آنها از هم ۴۰۱.۳۰۰.۰۰۰ کیلومتر میباشد. محور طولی مریخ نسبت به صفحه مداری آن عمود نیست بلکه زاویه ای تقریبا
برابر ۱۹/۲۵ درجه دارد. انحراف این سیاره باعث می شود که در زمانهای مختلف،
تابش نور خورشید به قسمتهای مشخص، متغیر باشد. در نتیجه در مریخ نیز مانند
زمین شاهد تغییر فصل می باشیم. جرم و چگالی جرم مریخ معادل ۱۰۲۰*۴۲/۶ تن می باشد این عدد را می توان به صورت ۶۴۲
همراه با ۱۸ صفر مقابل آن نوشت. جرم زمین حدودا ۱۰ برابر جرم مریخ است.
چگالی مریخ ۹۳۳/۳ گرم در هر سانتیمتر مکعب می باشد که این رقم تقریبا معادل
۷۰ درصد چگالی زمین می شود. نیروی گرانش از آنجائیکه مریخ بسیار کوچکتر و کم جرم تر از زمین است لذا نیروی گرانش
آن نیز از زمین ضعیف تر و تنها ۳۸ درصد گرانش زمین می باشد. بنابراین اگر
شخصی در سطح مریخ بایستد تصور می کند که ۶۲ درصد از وزن خود را از دست داده
است. همینطور اگر سنگی در مریخ رها شود بسیار کندتر از زمین به سطح سیاره
می رسد. خصوصیات فیزیکی مریخ دانشمندان هنوز مطالب زیادی در مورد درون مریخ نمی دانند. یک روش خوب
برای شناسایی درون این سیاره کار گذاشتن تجهیزات لرزه سنج در سطح مریخ است.
این تجهیزات کوچکترین حرکات و تکان های سطح و درون سیاره را ثبت کرده و به
این شکل به دانشمندان برای تشخیص آنچه که درون مریخ است کمک می کند.
محققان اخیرا از این روش برای مطالعه درون زمین نیز استفاده کرده اند. پوسته دانشمندان بر این گمانند که میانگین ضخامت پوسته مریخ در حدود ۵۰
کیلومتر می باشد. از آنجا که ارتفاعات بیشتر در نیمکره جنوبی قرار گرفته
اند در نتیجه میتوان گفت که ضخامت پوسته نیمکره شمالی کمتر است. جبه مریخ نیز احتمالا شبیه به ترکیب های جبه زمین است. بیشتر جبه زمین
متشکل از سنگی به نام پرایدوتیت (peridotite) است. این سنگ عموما از
سیلیکون، اکسیژن، آهن و منیزیوم تشکیل شده. فراوان ترین ماده معدنی در
پرایدوتیت الیوین (olivine) می باشد. هسته مریخ احتمالا دارای هسته ای با ترکیبات آهن، نیکل و سولفور است. چگالی
مریخ به نوعی مبین اندازه هسته آن می باشد. چگالی این سیاره از زمین بسیار
کمتر است. در نتیجه، شعاع هسته آن نیز نسبت به شعاع هسته زمین کوچکتر است.
شعاع هسته مریخ احتمالا بین ۱۵۰۰ و ۲۰۰۰ کیلومتر می باشد. اطلاعات به دست آمده توسط پیمایشگر سراسری (Global Surveyor) نشان می
دهند که برخی از قدیمی ترین سنگهای موجود در سیاره مریخ در شرایطی شکل
گرفته اند که میدان مغناطیسی شدیدی در محیط وجود داشته است. بنابراین، در
گذشته دور، مریخ می توانسته است که دارای درونی داغ تر و هسته مذاب باشد. خصوصیات سطح مریخ سطح مریخ دارای ویژگی های متعددی است که اغلب آنها در زمین نیز وجود
دارند نظیر دشتها، دره ها، آتشفشانها، آبگذرها و یخ های قطبی. البته چاله
هایی نیز در مریخ وجود دارند که در اثر برخورد سنگهای آسمانی با این سیاره
به وجود آمده اند. این چاله ها به ندرت بر روی زمین دیده می شوند. گردی
متمایل به رنگ قرمز تقریبا همه سطح این سیاره را فرا گرفته است. دشتها بسیاری از نواحی مریخ به صورت دشت می باشد. بیشتر این مناطق در نیمکره
شمالی قرار گرفته اند. در قسمتهای شمالی نیمکره شمالی، مسطح ترین و صاف
ترین مناطق منظومه شمسی قرار گرفته اند. صاف بودن این مناطق به احتمال قوی
به این دلیل است که رسوبات به وجود آورنده آنها بوده اند. دلایل فراوانی
وجود دارد که زمانی در سطح مریخ آب جاری بوده است. وجود آب مسبب تشکیل و
جمع شدن رسوبات بوده است. دره ها در امتداد استوا نمادی چشمگیر در این سیاره قرار گرفته است. یک مجموعه
بزرگ از دره ها به نام دره های مریخی. سفینه فضایی مارینر ۹ در سال ۱۹۷۱
این پدیده را در سطح مریخ کشف نمود. دره از شرق به غرب کشیده شده و طول آن
حدود ۴۰۰۰ کیلومتر یعنی به اندازه عرض استرالیا و یا به اندازه فاصله بین
فیلادلفیا تا سندیگو است. آتشفشانها مریخ بزرگترین کوه های آتشفشانی موجود در منظومه شمسی را در خود جای
داده است. بلندترین آنها الیمپوس(Olympus)، ارتفاعی معادل ۲۷ کیلومتر و
قطری به اندازه ۶۰۰ کیلومتر دارد که با دشتهای مسطح احاطه شده است. سه
آتشفشان بزرگ دیگر مریخ آرسیا (Arsia)، آسکرئوس (Ascraeus) و پاونیز
(Pavonis) نام دارند و در منطقه مرتفعی به نام تارسیس (Tharsis) قرار گرفته
اند. چاله ها و حوزه های برخوردی بسیاری از سنگ های آسمانی که در طول تاریخ سیاره مریخ با آن برخورد کرده
اند منجر به ایجاد چاله هایی در سطح این سیاره شده اند. این چاله های
برخوردی به دو دلیل در زمین بسیار اندک می باشند:۱) چاله هایی که قبلا
ایجاد شده اند در اثر فرسایش از بین رفته اند. ۲) اتمسفر متراکم زمین مانع
برخورد سنگها و در نتیجه تشکیل چاله ها می گردد. چاله های موجود در سطح مریخ بسیار شبیه به چاله های موجود در ماه، عطارد
و دیگر اجرام منظومه شمسی است. چاله ها عمیق و کاسه ای شکلند. چاله های
بزرگتر می توانند دارای قله های مرکزی باشند که در اثر ارتجاع پوسته پس از
برخورد به وجود می آیند. برخی از کوه های آتشفشانی نیز دارای چاله هایی می باشند و این امر نشان
دهنده این است که زمان زیادی از فوران آنها نگذشته است. مواد مذاب
آتشفشانها می تواند همه چاله های موجود را بپوشاند. پس زمان زیادی از آخرین
فوران ها نگذشته است چون در غیر اینصورت تعداد چاله ها بر روی کوه های
آتشفشانی بیشتر بود. مریخ تعدادی چاله بسیار بزرگ دارد. بزرگترین این چاله ها پلانیتیا
(Planitia) به معنای دشت یا حوزه پائین نام گرفته است. این چاله در نیمکره
جنوبی قرار دارد و قطر آن ۲۳۰۰ کیلومتر می باشد. کف این چاله ۹ کیلومتر
پائین تر از سطح است. در نواحی دیگری از مریخ پدیده های بسیار کوچکتری به نام شبکه های دره ای
وجود دارند. این شبکه ها بسیار شبیه به سیستم های رودخانه ای در روی زمین
می باشند. شبکه های دره ای مریخ عرضی برابر چندین کیلومتر و طولی برابر چند
صد کیلومتر دارند. این شبکه ها به نوعی پدیده هایی باستانی در مریخ به
حساب می آیند. وجود آنها می تواند بیانگر این باشد که روزگاری هوا در مریخ
به قدری گرم بوده که امکان وجود آب به شکل مایع وجود داشته است. رسوبات قطبی جالب ترین پدیده در مناطق قطبی مریخ، توده های ضخیمی از لایه های رسوبی
مواد می باشد. دانشمندان بر این باورند که این لایه ها با ترکیبی از یخ آب و
ذرات خاک تشکیل شده اند. این رسوبات تا ارتفاع ۸۰ درجه از هر دوقطب گسترش
یافته اند. در بالای لایه های رسوبی موجود در هر دو نیمکره کلاهک یخ آب وجود دارد
که در تمام سال به شکل یخ باقی می مانند. این لایه ها و کلاهک روی آنها
چندین کیلومتر ضخامت دارد. اتمسفر اکسیژن موجود در اتمسفر مریخ در قیاس با زمین بسیار اندک است. این گاز
تنها ۱۳/۰ درصد از کل اتمسفر مریخ را تشکیل می دهد در حالیکه ۲۱ درصد از جو
زمین ما از اکسیژن تشکیل شده است. دی اکسید کربن ۳/۹۵ درصد از اتمسفر این
سیاره را شامل می شود. بقیه گازها عبارتند از نیتروژن، ۷/۲ درصد، آرگون،
۶/۱ درصد، مونوکسید کربن، ۰۷/۰ درصد و بخار آب، ۰۳/۰ درصد. فشار در سطح مریخ، فشار جو عمدتا حدود تنها ۷/۰ کیلوپاسکال یعنی تقریبا ۷/۰
درصد فشار جوی سطح زمین می باشد. با تغییر فصل در مریخ این مقدار بین ۲۰ تا
۳۰ درصد دستخوش تغییر می گردد. دما سردترین قسمتهای مریخ در ارتفاعات ۶۵ تا ۱۲۵ کیلومتری آن می باشد. در
این ارتفاعات دمای هوا ۱۳۰- درجه سانتیگراد است. با کم شدن ارتفاع نسبت به
سطح، دما افزایش یافته و در طی روز به ۳۰- تا ۴۰- درجه سانتیگراد می رسد. ابرها در جو مریخ، ابرهایی ساخته شده از ذرات یخ زده دی اکسید کربن در
ارتفاعات بالا شکل می گیرند. به علاوه تشکیل ابر و مه با ذرات یخ آب بسیار
رایج است. بیشترین زمانی که مه در هوا وجود دارد اوایل صبح می باشد. در آن
زمان هوا در سردترین حالت خود است درنتیجه بخار آب غلیظ می گردد. باد اتمسفر مریخ، مانند زمین، یک چرخه عمومی و الگوی بادی که همه سیاره را
در می نوردد، دارد. دانشمندان با مشاهده حرکات باد و تغییرات آن به مطالعه
الگوی وزش آن پرداخته اند. در مریخ، تغلیظ و تبخیر گاز دی اکسید کربن در قطبها تاثیر بسزایی در
چرخه کلی دارد. با شروع زمستان، دی اکسید کربن موجود در جو در دو قطب
متمرکز و غلیظ می شود. در نتیجه دی اکسید کربن بیشتری به سمت قطبها برای پر
شدن جای خالی این گاز جریان می یابد. وقتی بهار از راه می رسد، دی اکسید
کربن یخ زده بخار می شود و در نتیجه این گاز به سمتی دور از قطبها جریان
پیدا می کند. بادهایی که در سطح مریخ می وزند عمدتا آرامند و سرعتی در حدود ۱۰
کیلومتر در ساعت دارند. دانشمندان تندبادهایی با سرعت ۹۰ کیلومتر در ساعت
را نیز مشاهده کرده اند. با اینحال نیروی این تندبادها بسیار کمتر از
تندبادهای مشابه از لحاظ سرعت در زمین می باشد. چرا که چگالی و تراکم
اتمسفر مریخ از اتمسفر زمین بسیار کمتر است. طوفان خاک یکی از بارزترین جلوه های آب و هوایی در مریخ وزش بادهای همراه با گرد و
خاک است. گردبادهای کوچک می توانند برای مدت کوتاهی خاک را از سطح سیاره
بالا ببرند. این بادهای کوچک شبیه به گردبادهای زمینی هستند. طوفانهای شدید خاک زمانی آغاز می شوند که باد گرد و خاک را با خود تا
اتمسفر بالا ببرد. در این هنگام هوای پیرامون ذرات خاک به دلیل جذب نور
خورشید گرم می شود. هنگامیکه هوای گرم به بالا می رود، باد شدیدتر می شود و
گرد و خاک بیشتری را نیز با خود به بالا می برد. در نتیجه طوفان شدید و
شدیدتر می شود. قمر ها مریخ دو قمر کوچک به نامهای فوبوس (Phobos) و دیموس (Deimos) دارد.
ستاره شناس آمریکایی آزف هال (Asaph Hall) در سال ۱۸۷۷ این دوقمر را کشف
نمود و نامهای پسران آرس (Ares ،خدای جنگ یونانیان) را بر آنها نهاد. هر
دوی این قمر ها دارای شکلی غیر متعارف و غیر هندسی می باشند. بزرگترین قطر
فوبوس ۲۷ کیلومتر و بزرگترین قطر دیموس ۱۵ کیلومتر می است. هر دو قمر دارای چاله های فراوانی می باشند که در اثر برخورد سنگهای
آسمانی با آنها تشکیل شده اند. سطح قمر فوبوس دارای شیارهای پیچیده ایست.
این شیارها احتمالا ترکهایی هستند که پس از برخورد بزرگترین سنگ آسمانی با
این قمر به وجود آمده اند. تکامل مریخ دانشمندان دانشی کلی در مورد تکامل این سیاره از ۶/۴ بیلیون سال پیش تا
کنون دارند. این دانش با مطالعه چاله ها و دیگر پدیده ها و مشخصات سطح این
سیاره به دست آمده است. پدیده هایی که در دوران مختلف تکامل به وجود آمده
اند همچنان در سطح این سیاره موجودند. محققین یک سناریوی تکامل برای این
سیاره تهیه نموده اند که در برگیرنده ابعاد، شکل و مکان پدیده های سطح آن
می باشد. دوره نواکیان بر اساس منطقه نواکیس (Noachis) که منطقه ای مرتفع در
نیمکره جنوبی است نام گرفته. در طول دوره نواکیان، تعداد بیشماری اجرام
سنگی در ابعاد مختلف با مریخ برخورد کرده اند. برخورد این اجرام چاله هایی
در ابعاد گوناگون در منطقه ایجاد کرده است. در این دوره همچنین چندین
آتشفشان عظیم فعال بوده اند. دوره هسپرین بمباران های شدید دوره نواکیان تدریجا به پایان رسید و دوره هسپرین آغاز
شد. این دوره بنا به منطقه هسپریا پلانیوم (Hesperia Planum) اینچنین
نامگذاری شده است. دشتی مرتفع در عرضهای پائین جغرافیایی نیمکره جنوبی. دوره آمازونین همراه با تشکیل چاله های کوچک است و تا به امروز ادامه
یافته است. نام این دوره بر اساس نام منطقه آمازونیس پلانیتیا(Amazonis
Planitia)، که دشت کم ارتفاعی در عرضهای پائین جغرافیایی نیمکره شمالی است
گرفته شده. امکان وجود حیات احتمالا روزگاری در مریخ حیات وجود داشته است. حتی ممکن است موجودات
زنده هنوز در این سیاره دوام آورده و وجود داشته باشند. مریخ تقریبا به طور
قطعی سه عامل اصلی را که دانشمندان برای وجود حیات ضروری می دانند دارا می
باشد: ۱) عناصر شیمیایی مانند کربن، هیدروژن، اکسیژن و نیتروژن ۲) منبع
انرژی ۳) آب مایع. آب مایع به شکلی واضح مسبب به وجود آمدن پدیده های سطح مریخ از جمله
کانالهای بزرگ، دره های کوچک و آبگذرهای جوان آن است. به علاوه مقادیر
زیادی یخ آب در نزدیک قطب جنوب و احتمالا قطب شمال آن وجود دارد. بنابراین
آشکار است که زمانی آب مایع در این سیاره جاری بوده است. احتمالا امروزه در
زیر لایه های رویی این سیاره آب مایع هنوز یافت می شود. در سال ۱۹۹۶، گروهی به سرپرستی دیوید مک کی (David S. McKay)، زمین شناس
مرکز فضایی جانسون ناسا در هوستون، اعلام نمودند که مدرکی از وجود جانوران
میکروسکوپی در مریخ پیدا کرده اند. آنها این مدرک را در درون یک قطعه سنگ
آسمانی که خود را به زمین رسانده بود، کشف کردند. این قطعه سنگ به احتمال
زیاد در اثر برخورد سنگی بزرگتر با مریخ از سطح این سیاره کنده شده و پس از
میلیونها سال سفر در فضا سرانجام وارد جو زمین شده است. این مدرک شامل مولکولهای بنیانی پیچیده، ذراتی از نوعی ماده معدنی به
نام مگنتیت (magnetite) که درون برخی از انواع باکتریها تشکیل می شود و
سازه های بسیار ریزی که فسیلهای میکروسکوپی هستند می باشد. استنتاج
دانشمندان جدال آمیز است اما در هر صورت تا کنون برای اثبات وجود حیات در
مریخ هیچ توافق علمی جامعی پیدا نشده است. تاریخ مطالعات مریخ نخستین ستاره شناسان به کمک تلسکوپ هایی بر روی زمین به وجود کلاهک های
قطبی و تغییرات آنها در فصول مختلف پی برده بودند. آنها همینطور نشانه ها
تیره و روشنی کشف نمودند که شکل و مکان آنها در تغییر بود. نشانه های تیره و روشن متغیری که ستاره شناسان در گذشته وجود آنها را
گزارش کرده بودند در واقع بادهای مریخی بودند که در گستره سطح این سیاره می
وزند. برخی از ستاره شناسان نخستین اعتقاد داشتند که تغییر این نشانه ها
به دلیل رشد و نابودی گونه های گیاهی است. مشاهده بوسیله فضاپیما سفینه های روبوتیک از دهه هفتاد قرن پیش شروع به مشاهده دقیق این سیاره
نمودند. ایالات متحده در سال ۱۹۶۴ مارینر ۴ و در سال ۱۹۶۹ مارینر ۶ و
مارینر ۷ را ارسال کرد. هر کدام از آنها حدود ۶ ماه بعد به مدار مریخ
رسیدند. تصاویر تهیه شده توسط این سفینه ها نشان داد که مریخ سیاره ایست
خشک و سترون، دارای چاله هایی فراوان نظیر ماه و بدون هیچ گونه اثر و آثاری
از حیات. در سال ۱۹۷۱، مارینر ۹ به مدار مریخ ارسال شد. این سفینه توانست از ۸۰
درصد سطح این سیاره نقشه برداری کند. برای اولین بار آتشفشانها و سیستم های
دره ای این سیاره توسط این سفینه کشف شدند. همچنین نواحی دیده شد که شبیه
به بسترهای خشک رودخانه بود. دو ماموریت موفقیت آمیز دیگر، مریخ نشین رهیاب (Pathfinder) و مدارگرد
پیمایشگر سراسری مریخ (Mars Global Surveyor) بود. ایالات متحده هر دوی
آنها را در سال ۱۹۹۶ ارسال نمود. بخش اساسی ماموریت رهیاب انجام دادن سیستم
جدید فرود بر این سیاره بود. این مریخ نشین در جولای ۱۹۹۷ به کمک بالشت
های بزرگ بادی در مریخ با موفقیت فرود آمد. رهیاب یک خودروی کوچک به نام
سوجورنر (Sojourner) به معنای ساکن موقتی یا آدم سیار را نیز با خود به سطح
مریخ برد. رهیاب تصاویر منحصر به فردی را از مریخ به زمین ارسال کرد و
سوجورنر آنالیزهایی را در سنگها و خاک مریخ به انجام رساند. مردم در سرتاسر
جهان از تلوزیون های خود تصاویر سوجورنر را در حال کار مشاهده می کردند. پیمایشگر مریخ تعدادی از وسایل و تجهیزات اندازه گیری علمی را با خود
حمل می کرد. یک دستگاه لیزر ارتفاع سنج با ارسال امواج لیزری ارتفاعات
موجود در سطح سیاره را معین نمود. این دستگاه نقشه ای از ارتفاعات سطح مریخ
تهیه کرد که در آن همه ارتفاعاتی که حداقل یک متر بلندی دارند مشخص گردید.
یک طیف سنج مادون قرمز ترکیب بندی بعضی از مواد معدنی موجود در سطح مریخ
را مشخص نمود. یک دوربین با حساسیت بسیار بالا نیز توانست تصاویری از یک
منطقه جدید ژئولوژیک تهیه نماید. این منطقه شامل لایه هایی رسوبی بود که
احتمالا توسط آب مایع و رسوبات آن تشکیل شده است به اضافه آبگذرهای کوچکی
که آنها نیز توسط آب مایع شکل گرفته بودند. در اپریل ۲۰۰۱، ایالات متحده سفینه ادیسه مریخ را ارسال کرد. این سفینه
تجهیزاتی را برای آنالیز شیمیایی ترکیب بندی سطح مریخ و لایه های زیرین آن
به منظور کشف وجود یخ آب در سطح و یا زیر سطح این سیاره و همچنین مطالعه
پرتوهای پیرامون مریخ به همراه داشت. ادیسه مریخ در اکتبر ۲۰۰۱ در مداری
نزدیک سیاره قرار گرفت. در سال ۲۰۰۲، این سفینه مقادیر زیادی یخ آب در زیر
سطح مریخ کشف نمود. بیشتر یخ کشف شده در منطقه جنوبی سیاره و در قسمت جنوب
۶۰ درجه عرض جغرافیایی قرار دارد. دانشمندان انتظار دارند که در نیمکره
شمالی، قسمت شمال ۶۰ درجه عرض جغرافیایی، نیز یخ وجود داشته باشد. به هرحال
در زمانی که اکتشاف صورت می گرفت مقادیر زیادی دی اکسید کربن منجمد در
منطقه وجود داشت و مانع از شناسایی لایه های زیرین می شد. یخ آب پیدا شده
در یک متری زیر خاک وجود دارد. ۵۰ درصد از حجم این خاک را یخ آب تشکیل می
دهد. کل حجم یخ کشف شده ۱۰.۴۰۰ کیلومتر مکعب است، یعنی دو برابر حجم لازم
برای پر کردن دریاچه میشیگان. پیمایشگر مریخ نتوانست در عمق بیش از ۱ متر یخ پیدا کند. به همین دلیل
دانشمندان هنوز نمی توانند حجم کلی یخ موجود در مریخ را تخمین زنند. در دسامبر ۲۰۰۳، مارس اکسپرس به مداری پیرامون مریخ رسید و مریخ نشین
بیگل ۲ (Beagle) را به سطح سیاره فرستاد. مارس اکسپرس بلافاصله شروع به
ارسال تصاویر و دیگر اطلاعات به زمین نمود اما سرپرستان این ماموریت موفق
به برقراری ارتباط با بیگل نشدند و این مریخ نشین در سیاره گم شد. در اوایل
ژانویه ۲۰۰۴، مریخ نورد امریکایی اسپریت با موفقیت فرود آمد. آپورچونتی
کمی دیرتر ارسال شد و در همان ماه آن نیز با موفقیت فرود آمد. این دو مریخ
نورد تصاویر دقیقی از پدیده های سطح مریخ ارسال کردند و شروع به آنالیز
سنگها و خاک آنجا به منظور پیدا کردن مدرکی حاکی بر وجود حجم زیادی آب مایع
در سطح مریخ در گذشته های نه چندان دور نمودند. در مارس ۲۰۰۴، دانشمندان امریکایی اعلام کردند که آنها به این نتیجه
رسیده اند که در منطقه مریدیانی پلانیوم (Meridiani Planum) یعنی جائیکه
مریخ نورد آپورچونتی در آن فرود آمد، زمانی مقادیر زیادی آب مایع وجود
داشته است. مدرک آنها برای این ادعا سنگی بود که از قسمتهای زیرین به بیرون
سر زده بود.
معرفی یک شهاب: سرعت شهاب : منشا شهاب ها : انواع شهاب ها : دیدن شهاب ها : چرا شهاب ها به رنگهای مختلفی دیده میشوند ؟
تصاویر تازه ی رصدخانه ی پرتو X چاندرا محیط اطراف سیاهچاله ی
ابرپرجرم مرکز M ۸۷ ، کهکشان همسایه ی بیضوی و عظیم ، رانشان می دهد.
چاندرا حلقه هایی را در گاز داغ پیرامون کهکشان آشکار کرده است. این حلقه
ها شاهدی بر وجود فوران های دوره ای در نزدیکی سیاهچاله ی ابر پرجرم هستند
که موج ضربه هایی را به درون گاز مجاور می فرستند. این انفجارها هر چند
میلیون سال اتفاق می افتند و از سرد شدن گاز درون خوشه و شکل گیری ستارگان
جلوگیری می کند. غرش عظیم صوتی پدید آمده از سیاهچاله ی ابر پرجرم به وسیله رصدخانه
چاندرا ناسا دریافت شد. این کشف با استفاده از داده های طولانی ترین رصد
پرتوی X انجام شده از M۸۷ که یک کهکشان همسایه ی بیضوی وعظیم است، صورت
گرفت. M۸۷ در مرکز خوشه ی کهکشانی سنبله قرار گرفته و جایگاه یکی از پرجرم
ترین سیاهچاله های عالم است. دانشمندان حلقه هایی را در گاز داغ و گسیل
کننده ی پرتو های X یافته اند که به خوشه نفوذ کرده و کهکشان را احاطه می
کند. این حلقه ها نشانه ی وجود فوران های دوره ای است که در اطراف سیاهچاله
ی ابرپرجرم اتفاق افتاده است و تغییراتی را در فشار گاز خوشه ایجاد کرده
که به صورت صدا آشکار میشود. به گفته ی ویلیام فورمن از مرکز اختر فیزیک هاروارد - اسمیتسونین می
توان گفت که در بیشتر عمر عالم صداهای بسیار بم و متفاوت زیادی درون این
خوشه می غریدند. انفجارهای M ۸۷ که هر چند میلیون سال اتفاق می افتد از سرد شدن منبع
عظیم گاز موجود در این خوشه جلوگیری کرده و مانع شکل گیری ستارگان جدید می
شود. بدون این انفجارها و گرمای ناشی از آن M ۸۷ هرگز به صورت کهکشان بیضوی
امروز وجود نداشت. پال منسون یکی از اعضای گروه می گوید که اگر این
سیاهچاله این همه سر و صدا ایجاد نمی کرد، M۸۷ کهکشان کاملاً متفاوتی بود.
احتمالاً کهکشان عظیم مارپیچی که سی بار از راه شیری درخشان تر بود. انفجارها نتیجه ی ورود ماده به درون سیاهچاله است. هنگامی که قسمت اعظم
ماده بلعیده می شود، مقداری از آن به شدت به صورت جت هایی به بیرون فوران
می کند. این جت ها از مناطقی در نزدیکی سیاهچاله که نور و صدا را گریزی از
آن جا نیست، پرتاب شده و با فشار وارد گاز درون خوشه می شوند و صدایی را
تولید می کنند که به بیرون منتشر می شود. رصدهای چاندرا از M ۸۷ هم چنین نشانه های قوی از زمان ایجاد موج ضربه ی ناشی از سیاهچاله ی ابر پرجرم را به دست می دهد که نشانه ای آشکار بر وجود یک انفجار عظیم است. این موج به صورت حلقه ای از پرتو
های x پر انرژی پیرامون سیاهچاله با شعاع ۸۵۰۰۰ سال نوری ظاهر می شود. کهکشان بیضوی بسیار غولپیکر ۸۷ M در صورت فلکی سنبله و در مرکز خوشه
کهکشانهای سنبله در این تصویر نور مریی با جت عظیم ذراتی که از قرص اطراف
ابر سیاچاله مرکزی پرتاب میشود مشخص است. ویژگی های قابل ملاحظه ی دیگری نیز برای اولین بار در M۸۷ دیده شد. رشته
های باریک پرتو x گسیل شده که طول برخی از آن تا ۱۰۰۰۰۰ سال نوری می رسد،
که احتمالاً گاز داغ به دام افتاده در میدان های مغناطیسی است. هم چنین
حفره ی ناشناخته ی بزرگی در گاز داغ در تصاویر پرتو x دیده می شود، که حدود ۷۰ میلیون سال پیش از یک انفجار از
سیاهچاله ناشی شده است . کریستین جونز یکی دیگر از اعضای گروه می گوید ما
می توانیم برخی از آنچه را که می بینیم مانند موج ضربه ها به وسیله ی کتاب
های فیزیک توضیح دهیم. اما سایر جزئیات مانند رشته هایی را که یافتیم ذهن
هایمان را بسیار درگیر کرده است. صدایی که از یک سیاهچاله ی دیگر در خوشه ی
برساووش دریافت شده است مانند نتی است که حدود ۵۷ اکتاو پایین تر از دو
میانی است. با این وجود صدای M۸۷ ظاهراً پیچیده تر و ناهنجارتر است. مجموعه ای از
حلقه های نا منظم فضایی در گاز داغ نشانه ی انفجار های کوچک ناشی از
سیاهچاله است که حدود هر شش میلیون سال اتفاق می افتد. این حلقه ها بر حضور
امواج صوتی که در تصویر چاندرا دیده نمی شود دلالت دارد که حدود ۵۶ اکتاو
از دو میانی پایین تر است. حضور حفره ی بزرگ و غرش صوتی شاهدی بر وجود نت هایی باز هم بم تر تا ۵۸ یا ۵۹
اکتاو پایین تر از دو میانی است که از انفجار های عظیم به وجود می آیند. این نتایج جدید در مورد M۸۷ در بخش اختر فیزیک انرژی های بالا در نشستی در سانفرانسیسکو ارائه شد.
محققان بخش تکنولوژی ناسا بر این
باورند که در ۱۰ سال آینده دانشمندان قادر به مطالعه سیارات ناشناخته ای به
اندازه زمین خواهند بود که در برخی از آنها حیات گیاهی نیز وجود دارد که
بسته به رنگ خود سیاره، زرد، نارنجی و یا قرمز است.
تیمی از منجمان اروپایی ادعا می کند که نخستین عکس مستقیم از سیاره ای در خارج از منظومه شمسی را تهیه کرده است. به گفته اخترشناسان این “سیاره خارجی” در اطراف سیاره ای به نام “جی کیو لوپ” (GQ Lup)، که نوع جوانتر خورشید است، می گردد. اما تیم تحت سرپرستی رالف نوهاسر طی مقاله ای در نشریه “نجوم و
اخترفیزیک” می گویند اطمینان زیادی دارند شیئی که در مجاورت “جی کیو لوپ”
مشاهده کرده اند یک سیاره است. “جی کیو لوپ” در فاصله ۴۰۰ سال نوری زمین، در ناحیه ای که ستارگان تازه در آن متولد می شوند، قرار دارد. منجمان می گویند از سال ۱۹۹۹ تاکنون سرگرم رصد و بررسی این “سیاره” بوده اند. تیم محققان برای مطالعات خود از عکس های رصدخانه جنوبی اروپایی موسوم به
“وی ال تی” در شیلی، تلسکوپ فضایی هابل و تلسکوپ ژاپنی سوبارو در هاوایی
استفاده کرده اند. جوان بودن این منظومه باعث شده است سیاره نسبتا داغ باشد. این مساله به
تیم محققان کمک کرد سیاره را در نور خیره کننده ستاره ردیابی کنند. این سیاره از ستاره مرکزی فاصله زیادی دارد که تقریبا ۱۰۰ برابر فاصله
زمین از خورشید است. این مساله نیز به محققان کمک کرد بتوانند نور دو شیء
را از یکدیگر تفکیک کنند. منجمان طی یک دهه گذشته در حدود ۱۳۰ سیاره خارجی را ردیابی کرده اند، که
وجود آنها نه به طور مستقیم، بلکه از “تکان هایی” که با اعمال جاذبه در
ستاره مرکزی ایجاد می کنند استنباط شده است. محدودیت های فنی و ضعف تکنولوژی، رویت سیارات خارجی به صورت مستقیم را بسیار دشوار می سازد. اما انتظار می رود با پرتاب نسل بعدی تلسکوپ های فضایی در دهه آینده امکان مشاهده مستقیم آنها فراهم شود. برخی از دانشمندان این مساله را که شیء مجاور “جی کیو لوپ” یک سیاره است زیر سوال برده اند. پرفسور مارک مک کاگرین از دانشگاه اکستر در بریتانیا گفت او در مورد جرم
این شیء، که به اقرار تیم محققان ممکن است تا ۴۲ برابر مشتری باشد، نگرانی
هایی دارد. وی گفت: “تقریبا کلیه مدل های نظری جرم این شیء را چیزی میان ۱۵ تا ۴۰
برابر مشتری رقم می زند. بنابراین احتمال غالب این است که یک کوتوله قهوه
ای (یک ستاره سوخته) باشد نه یک سیاره.” منجمان اروپایی درحالی خبر از تهیه عکس مستقیم از یک سیاره خارجی می
دهند که در حدود دو هفته قبل دو تیم از ستاره شناسان گفتند برای نخستین بار
نور اشیایی را در خارج از منظومه شمسی ردیابی کرده اند که به اعتقاد
بسیاری متعلق به سیاراتی است که حول سایر ستارگان می گردند. آن دستاورد جامعه علمی را شدیدا به هیجان آورده و در مطبوعات علمی انعکاس گسترده یافت.
تلسکوپ فضایی هابل در تصویر جدید خود، دو قرص غبار را بر گرد
ستاره بتا حجار آشکار کرد. این تصویر، گمانهزنیهای ده ساله اخترشناسان را
تایید کرد که پیچوتاب موجود در قرص غبار اطراف این ستاره، احتمالا حلقه
غبار دیگری است که با قرص اصلی زاویه دارد. با این یافته، اخترشناسان
احتمال میدهند که حداقل یک سیاره مشتریمانند در اطراف این ستاره وجود
داشته باشد اگر در نور مریی به ستاره بتا حجار نگاه کنیم، اثری از این قرصهای
غبارآلود نمیبینیم؛ زیرا غبار نور ستاره را بازتاب میکند و درخشندگیش
بسیار کمتر از درخشندگی خود ستاره است. اما میتوان با استفاده از
تاجنگار دوربین پیشرفته نقشهبرداری هابل، ACS، کسوفی مصنوعی ایجاد کرد،
نور ستاره مرکزی را حذف کرد و ساختارهای کمنور اطراف آن را آشکار ساخت.
تصویر دوربین ACS به وضوح، قرص غبار دومی را نشان میدهد که چهار درجه از
قرص اصلی منحرف شده است. گستردگی این قرص ۲۴ میلیارد کیلومتر اندازهگیری
شده است، اما به نظر میرسد تا فاصله دورتری نیز امتداد یافته باشد. دیوید گولیمووسکی، اخترفیزیکدان دانشگاه جانزهاپکینز در توضیح این عکس
میگوید: تصاویر هابل بهوضوح نشان میدهد آنچه پیش از این پیچوتاب قرص
اصلی شناسایی شده بود، حلقهای از غبار است و این، دلیلی است بر اینکه
سیارات الزاما در یک صفحه تشکیل نمیشوند. البته دانشمندان چنین حدسی را
مطرح کرده بودند، زیرا در منظومه شمسی خودمان هم تمام سیارات در یک صفحه
قرار نگرفتهاند و صفحههای مداری آنها نسبت به مدار زمین، چند درجهای
اختلاف دارد. شاید این رویه معمول ستارگان در سالهای تکوین منظومههای
ستارهای خود باشد که بیش از یک قرص غبار در اطراف خود تشکیل دهند. دانشمندان مدلهای مختلفی را برای توضیح قرص دوم پیشنهاد کردهاند، اما
بهترین آنها وجود سیارهای سنگین است که در مدار قرص دوم گردش میکند و گرد
و غبار را از قرص اول جذب و در مدار خود پراکنده میکند. دیوید مویلت و
ژان چارلز آوگرو، کارشناسان رصدخانه گرنوبل فرانسه در شبیهسازیهای
رایانهای نشان دادهاند سیارهای بیست برابر پرجرمتر از مشتری ، در مداری
مایل با ابر اول حرکت میکند، تکههای کوچک سنگ و یخ را با گرانش شدید خود
جذب میکند، آنها را به دنبال خود میکشد و در مداری همجهت با حرکت خود
پراکنده میکند. این تکههای کوچک که ریزسیاره نام دارند، با هم برخورد
میکنند و درنهایت قرص ماده جدیدی را تشکیل میدهند که هابل در تصویر خود
نشان داده است. اما چرا این مدل بهتر است؟ گولیمووسکی توضیح میدهد: عمر واقعی دانههای
غبار نسبتا کوتاه است و بیش از چندصدهزار سال نیست. اما در تصویر هابل،
این دانههای غبار در اطراف ستارهای به عمر ده تا بیست میلیون سال
درگردشند. تنها توجیه این پدیده، این است که برخورهای بین ریزسیارهها،
غبار جدیدی تولید میکند و ذخیره قرص غبار تجدید میشود. فرضیه سیاره سنگین هنوز کامل نیست و ابهامهایی در آن بهچشم میخورد،
مثلا اینکه چرا این سیاره احتمالی در مداری مایل قرار گرفته است.
شبیهسازیهای رایانهای نشان میدهد سیارات آغازین که در صفحهای بسیار
نازک تشکیل میشوند، میتوانند بر اثر اختلالات گرانشی در مدارهایی پراکنده
شوند که نسبت به صفحه اصلی مایل باشد. ستاره بتا حجار، دومین ستاره درخشان صورت فلکی حجار در نیمکره جنوبی
آسمان است و با آنکه از خورشید بسیار جوانتر است، اما دو برابر از آن
سنگینتر است و نه بار درخشانتر. این ستاره نخستینبار بیست سال پیش مورد
توجه قرار گرفت، زمانیکه ماهواره فروسرخ MIAS تابشهای فروسرخ بیش از
اندازهای را از این ستاره ثبت کرد. اخترشناسان این تابش اضافی را به وجود
یک قرص غبار گرم در اطراف ستاره تعبیر کردند. در سال ۱۹۸۴، رصدخانههای
زمینی تصاویری را از این ستاره تهیه کردند و با تایید وجود قرص غبار، نشان
دادند که این قرص از لبه دیده میشود. در سال ۱۹۹۵، تلسکوپ فضایی هابل این
ستاره را با دوربین زاویهباز و سیارهای۲ (WFPC۲) رصد کرد و پیچوتاب
آشکاری را در قرص غبار نشان داد. دادههای طیفنگار تصویربردار هابل (STIS)
در سال ۲۰۰۰ نیز وجود این پیچوتاب را تایید کرد. رصدخانه کک در سال ۲۰۰۲، تصاویر فروسرخی را از ستاره بتا حجار تهیه کرد و
نشان داد در اطراف این ستاره، قرص داخلی کوچکتری نیز در ابعاد منظومه
شمسی وجود دارد که تمایلش در جهت مخالف قرص تازه کشفشده است. چنین قرصی
در تصویر جدید هابل دیده نمیشود، زیرا نقاب پوشاننده تاجنگار، آن بخش از
اطراف ستاره را پوشانده است. با این حال اگر این قرص کوچکتر وجود داشته
باشد، ارتباطی به حلقه تازه کشفشده ندارد، زیرا جهتگیریشان متفاوت است؛
اما هر دوی این حلقههای غبار میتوانند شواهدی بر وجود یک یا دو سیاره ( و
شاید بیشتر) در این منظومه ستارهای باشد
مقدمه: ولی بزرگترین مشكل ایجاد انرژی لازم برای بالا بردن فضاپیما از زمین است
كه برای درك این موضوع باید به بررسی طرز كار موتورهای موشك پرداخت. در یك دیدگاه ساده، می توان موتورهای موشك را به
آسانی و با هزینه ای نسبتا كم طراحی كرد و حتی آن را به پرواز درآورد اما
اگر بخواهیم مسئله را در سطح كلان بررسی كنیم با مشكلات و پیچیدگی های
بسیاری مواجه هستیم و این موتورهای موشك (و به خصوص سیستم سوخت آن ها)
آنقدر پیچیده است كه تا به حال تنها سه كشور توانسته اند با استفاده از این
فناوری انسان را در مدار زمین قرار دهند. نكات پایه ای: عموما وقتی كسی درباره موتورها فكر می كند، خود به خود مطالبی درباره
چرخش برایش تداعی می شود.برای مثال حركت متناوب پیستون در موتور بنزینی كه
انرژی چرخشی برای به حركت در آوردن چرخ ها را تولید می كند. و یا موتور
الكتریكی كه با تولید میدان الكتریكی كه با تولید میدان مغناطیسی نیروی
چرخشی برای پنكه یا سی دی رام تولید می كنند. موتور بخار هم به طور مشابه
كار می كنند. ولی موتور موشك از لحاظ ساختار متفاوت است. موتور موشك ها موتورهای
واكنشی هستند.اساس كار موتور موشك برپایه ی قانون معروف نیوتون است كه می
گوید: “برای هر كنش واكنشی وجود دارد به مقدار مساوی ولی درجهت مخالف آن”.
موتور موشك نیز جرم را در یك جهت پرتاب می كند و از واكنش آن در جهت مخالف سود می برد. البته تصور این اصل (پرتاب جرم و سود بردن از واكنش) ممكن است در ابتدا
كمی عجیب به نظر بیاید، چرا كه در عمل بسیار متفاوت می نمایاند. انفجار،
صدا و فشار چیزهایی است كه در ظاهر باعث حركت موشك می شود و نه “پرتاب
جرم”. بگذارید تا با بیان چند مثال تصویری بهتر از واقعیت را روشن كنم: ● اگر تا به حال با اسلحه ی(به خصوص سایز بزرگ آن) shotgun شلیك كرده
باشید، متوجه می شوید كه ضربه ی بسیار قوی ای، با نیروی بسیار زیاد به
شانه شما وارد می كند. یك اسلحه مقدار ۱ انس فلز را به یك جهت و با سرعت ۷۰۰ مایل در ساعت شلیك می كند و در واكنش شما را به عقب حركت می دهد. ● اگر تا به حال شیر آتش نشانی را دیده باشید، متوجه می شوید كه برای
نگه داشتن آن باید نیروی بسیار زیادی را صرف كنید (اگر دقت كرده باشید گاهی
۲ یا ۳ آتش نشان یك شیر را نگه می دارند) كه در این جا شیر آتش نشانی مثل
موتور موشك عمل می كند. شیر آتش نشانی، آب را در یك جهت پرتاب میكند و آتش نشان ها از نیرو و
وزن خود استفاده می كنند تا در برابر واكنش آن مقاومت كنند. اگر آن ها
اجازه بدهند تا شیر رها شود، شیر به این طرف و آن طرف پرتاب می شود. حال اگر آتش نشان ها روی یك اسكیت برد ایستاده باشند شیر آتش فشانی آن ها را با سرعت زیادی به عقب می راند. ● اگر یك بادكنك را باد كنید و آن را رها كنید، بادكنك به پرواز در می
آید، تا وقتی كه هوای داخل آن به طور كامل خالی شود. پس می توان گفت كه شما
یكم موتور موشك ساخته اید. در این جا چیزی كه به بیرون پرتاب می شود
مولكول های هوای درون بادكنك هستند. بسیاری از مردم فكر می كنند كه مولكول های هوا اهمیتی ندارند، در حالی
كه اینطور نیست. هنگامی كه شما به آن ها اجازه می دهید تا از دریچه بادكنك
به بیرون پرتاب شوند، بر اثر واكنش به وجود آمده بادكنك به جهت مخالف پرتاب
می شود. در ادامه برای درك بهتر موضوع، به مثالی دقیق تر اشاره می كنم: ● سناریوی توپ بیسبال در فضا: شرایط زیر را تصور كنید، مثلا شما لباس فضانوردان را پوشیده اید و در فضا در كنار فضاپیما معلق مانده اید و چندین توپ بیسبال در دست دارید. حال اگر شما توپ بیسبال را پرتاب كنید، واكنش آن بدن شما را به جهت مخالف توپ حركت می دهد. سرعت شما پس از پرتاب توپ به وزن توپ و شتاب وارده بستگی دارد. همانطور كه می دانیم حاصلضرب جرم در شتاب برابر نیرو است، یعنی: F=m.a همچنین میدانیم كه هر نیرویی كه شما به توپ وارد كنید، توپ نیز نیرویی
مساوی ولی در جهت مخالف به بدن شما وارد میكند كه همان واكنش است. پس می
توان گفت: m.a=m.a حال فرض می كنیم كه توپ بیسبال ۱ كیلو گرم وزن داشته باشد و وزن شما و
لباس فضایی هم ۱۰۰ كیلوگرم باشد. پس با این حساب اگر شما توپ بیسبال را با
سرعت ۲۱ متر در ساعت پرتاب كنید. یعنی شما با دست خود به یك توپ بیسبال ۱
كیلو گرمی، شتابی وارد كرده اید كه سرعت ۲۱ متر در ساعت گرفته است. واكنش
آن روی بدن شما تاثیر می گذارد، ولی وزن بدن شما ۱۰۰ برابر توپ بیسبال است.
پس بدن شما با ۱۰۰/۱ سرعت توپ بیسبال (یا ۰.۲۱ متر بر ساعت) به عقب حركت
می كند. حال اگر شما می خواهید از توپ بیسبال خود قدرت بیش تری بگیرید، شما دو انتخاب دارید: افزایش جرم یا افزایش شتاب وارده شما می توانید یا یك توپ سنگین تر پرتاب كنید و یا اینكه شما می توانید
توپ بیسبال را سریع تر پرتاب كنید (شتاب آن را افزایش دهید)، و این دو تنها
كارهایی است كه می توانید انجام دهید. یك موتور موشك نیز به طور كلی جرم را در قالب گازهای پرفشار پرتاب می
كند؛ موتور گاز را در یك جهت به بیرون پرتاب می كند تا از واكنش آن در جهت
مخالف سود ببرد. این جرم از مقدار سوختی كه در موتور موشك می سوزد بدست می
آید. عملیات سوختن به سوخت شتاب می دهد تا از دهانه خروجی موشك با سرعت زیاد بیرون بیاید. وقتی سوخت جامد یا مایع می سوزد و به گاز تبدیل می شود، جرم آن تغییر
نمی كند بلكه تغییر در حجم آن است. یعنی اگر شما مقدار یك كیلو سوخت مایع
موشك را بسوزانید مقدار یك كیلو جرم با حجمی بیشتر، از دهانه خروجی موشك با
دمای بالا و سرعت زیاد خارج می شود. عملیات سوختن، جرم را شتاب می دهد. نیروی پرتاب: قدرت موتور یك موشك را نیروی پرتاب آن می گویند. نیروی پرتاب در آمریكا به صورت هر یك پوند نیروی پرتاب (۴.۴۵ نیوتون) مقدار نیروی است كه می تواند یك
شی ۱ پوندی (۴۵۳.۵۹ گرم) را در حالت ساكن مخالف نیروی جاذبه زمین نگه دارد. بنابر این در روی زمین شتاب جاذبه ۲۱ متر در ساعت در ثانیه (۳۲ فوت در ثانیه در ثانیه) است. منبع و مترجم
ستاره های دنباله دار
مدارهای بلند بیضی شکل دنباله دارها می توانند از مدارهای تقریبا دایره ای
سیارات عبور کنند. در نتیجه، گاهی دنباله دارها با سیارات و اقمار آنها
برخورد میکنند. بسیاری از چاله های برخوردی در منظومه شمسی به دلیل برخورد
همین دنباله دارها ایجاد شده اند.
مریخ

دانشمندان شواهدی را مبنی بر اینکه زمانی در سطح مریخ آب جریان داشته است،
پیدا نموده اند. شواهدی شامل کانال ها، دره ها و آبگذرها بر سطح مریخ. اگر
این بیان از شواهد درست باشد، این امکان وجود دارد که همچنان در لایه های
زیرین این سیاره آب مایع یافت شود. ضمنا یک سفینه مقادیر زیادی از یخ را در
سنگهای زیرین مریخ که بیشتر نزدیک قطب جنوب این سیاره می باشند کشف کرده
است.
سطح مریخ نشانه ها و خصوصیات برجسته ای از قبیل یک تنگه بسیار عمیق تر و
بلند تر از تنگه های موجود در زمین و کوه هایی بسیار مرتفع تر از اورست
دارد.
مریخ از زمین بسیار سرد تر است. دمای آن از ۱۲۵- درجه سانتیگراد در نزدیک
قطبها در فصل زمستان تا ۲۰ درجه سانتیگراد در میان روز و نزدیک استوا متغیر
است. میانگین دمای مریخ حدود ۶۰- درجه سانتیگراد می باشد.
مدار و گردش
مانند زمین، مریخ نیز حول محور طولی از غرب به شرق د رحرکت است. روز
خورشیدی مریخ ۲۴ ساعت و ۳۹ دقیقه و ۳۵ ثانیه طول می کشد. این مدت زمانیست
که مریخ یک دور کامل حول محور خود نسبت به خورشید طی می کند.
دانشمندان چهار منبع اصلی اطلاعاتی برای مطالعه درون سیاره سرخ دارند: ۱)
محاسبات شامل جرم، چگالی، گرانش و ویژگی های گردش مریخ. ۲) دانش ما از دیگر
سیارات. ۳) آنالیز سنگ های آسمانی پیدا شده در زمین که از مریخ آمده اند.
۴) اطلاعات جمع آوری شده توسط ماهواره هایی که دور مریخ در گردشند. آنها
فکر می کنند که احتمالا مریخ نیز مانند زمین دارای سه لایه است: ۱) پوسته
سنگی ۲) جبه ای متشکل از سنگهای متراکم تر که در زیر پوسته قرار گرفته است
۳) هسته ای که بیشتر از آهن تشکیل شده است.
بیشتر پوسته احتمالا از سنگهای آتشفشانی به نام بازالت تشکیل شده است.
بازالت علاوه بر مریخ در سطح زمین و ماه نیز وجود دارد. بعضی دیگر از
سنگهای سطح مریخ، به ویژه در نیمکره شمالی، آندزیت (Andesite) نام دارند.
آندزیت نیز نوعی سنگ آتشفشانی است که در زمین نیز یافت شده است. مقدار
سیلیکای موجود در این سنگ نسبت به بازالت بیشتر است. سیلیکا ترکیبی از
سیلیکون و اکسیژن می باشد.![]()
جبه
منبع اصلی گرمای درون مریخ باید شبیه به زمین باشد یعنی فعل و انفعالات
هسته ای اتمهایی مانند اورانیوم، پتاسیوم و تریوم. در حین این فعل و
انفعالات، میانگین دمای جبه مریخ می تواند حدود ۱۵۰۰ درجه سانتیگراد باشد.
برخلاف زمین که هسته آن عمدتا مایع و مذاب است، هسته مریخ احتمالا به صورت
جامد می باشد چرا که مریخ میدان مغناطیسی چشمگیری ندارد. میدان مغناطیسی
تاثیری است که یک جسم مغناطیسی در اطراف و پیرامون خود ایجاد می نماید.
حرکت یک سیاره با هسته مذاب منجر به شکل گیری میدان مغناطیسی در اطراف
سیاره می گردد.
دانشمندان بر این باورند که این سیستم بر اثر شکاف خوردن قسمتی از پوسته
ایجاد شده است. دره های منحصر به فرد در مجموعه دره های مریخی عرضی به
بزرگی ۱۰۰ کیلومتر دارند. دره ها در قسمت مرکزی، جاییکه ۶۰۰ کیلومتر عرض
دارد به یکدیگر وصل می شوند. عمق دره ها در برخی نقاط به ۸ تا ۱۰ کیلومتر
می رسد.
کانال های بزرگی در انتهای شرقی دره ها به چشم می خورند و همچنین در برخی
نقاط، دره ها لایه های رسوبی دارند. وجود این کانالها و رسوبات حاکی از این
است که زمانی قسمتهایی از این دره ها پر از آب بوده است.
همه این آتشفشانها، مانند آتشفشانهای هاوایی، دارای شیبی هستند که به تدریج
زیادتر می شود. مریخ همچنین انواع زیاد دیگری از آتشفشانها را دارا می
باشد. از تپه های مخروطی کوچک تا دشتهای پوشیده شده با مواد مذاب منجمد
شده. دانشمندان نمی دانند که آخرین فوران آتشفشانی چه زمانی در مریخ به
وقوع پیوسته است اما فورانهای جزئی ممکن است همچنان در این سیاره به وقوع
بپیوندد.
در مریخ، شمار چاله ها از جایی به جای دیگر به شدت متغیر است. سطح مریخ در
نیمکره جنوبی بسیار قدیمی و در نتیجه دارای چاله های بسیار زیادی است. بقیه
جاها به ویژه در نیمکره شمالی جوانتر و دارای تعداد کمتری چاله می باشد.
در اطراف برخی از چاله ها رسوبات غیر معمولی به چشم می خورد. این رسوبات
موادی می باشند که به هنگام برخورد سنگ آسمانی از چاله تشکیل شده به بیرون
پرتاب شده اند. این شکل از رسوبات می تواند مبین این باشد که سنگ آسمانی به
هنگام برخورد با آب و یا یخ در زیر زمین مواجه شده است.
کانالها، دره ها و آبگذرهایی که در نتیجه سایش و فرسایش آب به وجود می آیند
در بسیاری از مناطق مریخ به چشم می خورند. از مهمترین این شواهد می توان
به “کانال های طغیان” اشاره نمود. این کانالها می توانند عرضی معادل ۱۰۰
کیلومتر و طولی به اندازه ۲۰۰۰ کیلومتر داشته باشند. گمان می رود که این
کانالها در پی سیلهایی مهیب شکل گرفته باشند. در بسیاری موارد به نظر می
رسد که آب به طور ناگهانی در این مناطق از زیر زمین فوران کرده است.
آبگذرها از شبکه های دره ای نیز کوچکترند. آنها اغلب در ارتفاعات قرار
دارند. احتمالا وجود آنها بر اثر تراوشات آب از زیر زمین به سطح، ظرف چند
میلیون سال پیش می باشد.
احتمالا اتمسفر در طی مدتهای طولانی منجر به رسوب لایه هایی گردیده است.
این لایه ها ممکن است مدارکی برای فعالیتها و تغییرات فصلی آب و هوا در طی
گذشت زمانهای بسیار طولانی باشد. یکی از احتمالات تغییر آب و هوا در مریخ
تغییر زاویه محور طولی این سیاره می باشد. این تغییرات منجر به تغییر مقدار
تابش نور خورشید به قسمتهای مختلف سیاره و در نتیجه تغییرات کلی آب و هوا
در مریخ می گردد. مقدار رسوباتی که اتمسفر ایجاد می کند با تغییرات گذشته
در آب و هوا ارتباط مستقیم دارد.
در فصل زمستان کلاهک های فصلی که از لایه های یخ زده تشکیل می شوند نیز
ظاهر می گردند. این کلاهک ها به خوبی توسط تلسکوپ های مستقر بر روی زمین
قابل رویت می باشند. کلاهک های فصلی شامل دی اکسید کربن منجمد یا یخ خشک که
از دی اکسید کربن موجود در اتمسفر به وجود می آید، می باشد. در سردترین
روزهای زمستان این لایه ها تا ارتفاع ۴۵ درجه به سمت استوا گسترش می یابند.
در هر زمستان تغلیظ گاز دی اکسید کربن در قطبها منجر به کاخش میزان این گاز
در اتمسفر می گردد. در نتیجه فشار هوا به شکل قابل ملاحظه ای کم می شود.
متضاد این فرایند در فصل تابستان صورت می گیرد. علاوه بر تغییرات فصلی، در
طی روز نیز بنا به تغییر شرایط آب و هوا فشار اتمسفر نیز تغییر می کند. این
پدیده در سیاره زمین نیز رخ می دهد.
دمای اتمسفر مریخ در زمانهایی که با مقدار زیادی گرد و خاک آمیخته شده است،
می تواند گرمتر از مواقع عادی باشد. گرد و خاک نور خورشید را جذب کرده و
بیشتر آنرا به گازهای موجود در اتمسفر منتقل می نماید.
چرخه عمومی وزش باد در مریخ با دلیلی مشابه فرایند تشکیل باد در سیاره زمین
شکل می گیرد. خورشید ارتفاعات پائین تر اتمسفر را بیش از ارتفاعات بالای
آن گرم می کند. هوای گرم به بالا می رود، و هوای سرد به پایین آمده و جای
هوای گرم را می گیرد. این روند ادامه پیدا کرده و منجر به تشکیل باد می
شود.
در مقیاسهای شدیدتر، طوفان خاک می تواند منطقه ای بیش از ۳۲۰ کیلومتر و یا
حتی تا چندین هزار کیلومتر را در بر گیرد. طوفانهای بزرگتر می توانند همه
سطح سیاره را در فرا بگیرند. چنین طوفانهایی غیر معمول هستند اما می توانند
تا ماهها ادامه داشته باشند.
شدیدترین طوفانها قادرند همه سطح سیاره را غیر قابل رویت نمایند. چنین طوفانهایی یکبار در سال ۱۹۷۱ و بار دیگر در سال ۲۰۰۱ وزیدند.
طوفانهای شن بیشتر در زمانهایی که فاصله مریخ از خورشید کم است رخ می دهند.
دلیل این امر نیز این است که در آن زمانها خورشید بیشتر اتمسفر را گرم می
نماید.
دانشمندان هنوز نمی دانند که این دو قمر در کجا تشکیل شده اند. دو احتمال
وجود دارد. یا هر دوی آنها همزمان با تشکیل خود سیاره به وجود آمده اند. یا
این دو قمر در حقیقت سنگ های آسمانی سرگردانی بوده اند که در میدان گرانش
مریخ گیر افتاده اند. رنگ فوبوس و دیموس خاکستری تیره و تقریبا همرنگ بقیه
سنگهای آسمانی می باشد.
دانشمندان نسبت دوره های زمانی مناطق موجود در سطح را با توجه به چاله های
برخوردی مشاهده شده، دسته بندی کرده اند. هر چه در یک منطقه تعداد چاله
بیشتر باشد، عمر آن منطقه نیز بیشتر است.
با اینحال دانشمندان هنوز نمی توانند تشخیص دهند که هر یک از دوره های
تکامل دقیقا چه زمانی رخ داده اند. برای این کار آنها به دانستن سن سنگهای
موجود در سطح مریخ، که در دوره های مختلف تشکیل شده اند، نیاز دارند. آنها
باید این سنگها را در آزمایشگاه های پیشرفته آنالیز نمایند ولی متاسفانه تا
کنون هیچ سنگی از مریخ توسط سفینه ها به زمین آورده نشده است.
دانشمندان طول عمر مریخ را به سه دوره زمانی تقسیم کرده اند. ۱) نواکیان
(Noachian). ۲) هسپرین (Hesperian). ۳) آمازونین (Amazonian). هر دوره با
نام منطقه ای که در همان دوره تشکیل شده ، نام گرفته است.
به علاوه در این دوره فرسایش سطح توسط آب منجر به شکل گیری شبکه های دره ای
در مریخ شده است. وجود این شبکه بیان گر این است که دمای مریخ در دوره
نواکیان بسیار گرمتر از دمای کنونی سیاره بوده است.
در طی دوره هسپرین فعالیتهای آتشفشانی ادامه داشته اند و مواد مذاب بیشتر
چاله های به وجود آمده در دوره نواکیان را پوشاندند. اغلب بزرگترین
کانالهای موجود در سیاره مربوط به دوره هسپرین می باشند.
فعالیتهای آتشفشانی در این دوره نیز ادامه داشته اند و برخی از بزرگترین
آتشفشانها مربوط به این دوره هستند. جوانترین عناصر موجود در مریخ، شامل
رسوبات یخ در قطبها نیز به این دوره تعلق دارند.
عناصر شیمیایی در طول تاریخ این سیاره همیشه در آن وجود داشته اند. نور
خورشید نیز منبع انرژی به حساب می آید. علاوه بر نور خورشید گرمای درون
سیاره نیز نوعی منبع انرژی ثانوی است. در زمین، گرمای درونی سیاره ما،
زندگی گونه های زیستی اعماق دریا و شکاف پوسته ها را تضمین می کند.
مشاهده از زمین
در اواخر قرن ۱۹ ستاره شناس ایتالیایی به نام شیاپارلی (Giovanni V.
Schiaparelli) اعلام کرد که شبکه ای از خطوط تیره را در سطح مریخ مشاهده
کرده است. بسیاری از ستاره شناسان نیز رویت چنین پدیده ای را تائید کردند.
درمیان آنان ستاره شناس امریکایی به نام پرسیوال لاول (Percival Lowell)
نیز حضور داشت. او وجود این کانالها را به ساکنین مریخ نسبت داد.
ماموریت بعدی به مریخ، ماموریت وایکینگ بود که توسط ایالات متحده در سال
۱۹۷۵ صورت گرفت. وایکینگ شامل دو مدارگرد و دو مریخ نشین بود. هدف اصلی آن
پیدا کردن حیات در این سیاره بود. محل فرود مریخ نشینها توسط مدارگردها
تعیین شد و آنها در جولای و سپتامبر ۱۹۷۶ در سطح سیاره سرخ فرود آمدند.
مریخ نشینها توانستند برای نخستین بار تصاویری را از نزدیک در این سیاره
تهیه کنند. آنها از خاک مریخ نمونه گیری کردند. هیچ نشانی از حیات توسط
آنها پیدا نشد.
در آگوست سال ۲۰۰۳ مریخ به زمین نزدیکتر شد. فاصله آن در ۶۰.۰۰۰ سال اخیر
به این نزدیکی نبوده است. در آن سال دانشمندان سه سفینه جدید را به این
سیاره ارسال کردند. ماموریت مارس اکسپرس مربوط به آژانس فضایی اروپا بود و
شامل یک مدارگرد مجهز به تجهیزات علمی و یک مریخ نشین به منظور آنالیز خاک
سیاره و کشف مدارک وجود حیات می شد. ایالات متحده نیز دو مریخ نورد به
نامهای اسپریت (Spirit) و آپورچونتی (Opportunity) به مریخ ارسال کرد تا به
کاوش در مناطق مختلف سطح مریخ بپردازند.
شهاب
وقتی یک شهاب آسمانی-ریزه های بین سیاره ای-به جو زمین وارد می شود خطی از
نور در آسمان تولید میکند که شهاب نام دارد. شهاب ها اندازه شان از ذرات
غبار تا اجرامی به اندازه ی سیارکهای کوچک متغیر است . شهاب هایی با این
اندازه شکافهای بزرگی روی زمین از جمله حفره ی برنجرو ی آریزونا بجای
گذارده اند . وقتی یک شهاب به جو زمین بر خورد می کند در اثر سرعت زیاد آن
اصطکاک هوا به گرما تبدیل می شود.شهابهایی که به سرعت گرم می شوند نور سفید
نشر می کنند و به چشم مرئی می شوند.شهاب های کوچک در چند ثانیه کاملا”می
سوزند ولی آنهایی که چندین کیلوگرم یا بیشتر وزن دارند ، قادرند تا کاهش
سرعت در رسیدن به زمین دوام بیاورند . قسمت بزرگ جرم این شهاب ها در طی
سقوط بخار می شود .
شهاب ها با سرعت ها یی در محدوده ی ۱۲ تا ۷۲ km/s به جو زمین برخورد می
کنند . شهاب ها به منظومه ی شمسی تعلق دارند به طوری که سرعت آنها در مدار
زمین نمی تواند از ۴۲ km/s که سرعت فرار منظومه است ، تجاوز نماید . قبل از
نیمه شب ، فقط آن شهاب هایی که سریع تر از زمین حرکت می کنند (۳۰km/s ) می
توانند از پشت به آن برسند . سرعت نسبی سریع ترین این گونه شهاب ها
۱۲km/s است .
پس از نیمه شب همه ی شهاب ها به جز آنهایی که از زمین در امتداد مدارشان
سریعتر حرکت می کنند دیده خواهند شد . در این صورت ، سرعت ها با هم جمع می
شوند و یک سرعت نسبی ماکزیمم ۷۲km/s می دهند . چون مسیر یک شهاب ثبت مختصری
از تلاش جسم را فراهم می آورد ، ستاره شناسان قادر بوده اند که مدار و
مشخصه های کلی فیزیکی شهاب ها را تعیین کنند . اکثر شهاب ها ذرات شکننده ای
هستند که به هنگام تماس با هوا به سرعت خرد می شوند . یک قطعه از ماده
شهاب به حجم ۱m در اثر وزن خودش خرد خواهد شد . زیرا از خاکستر یک سیگار
قوی تر نیست . چیزی که شهاب ها ذر آن مشترکند این است که بعد از ادامه دادن
یک مسیر آتشین در جو ، حرکت آنها در فضا با برخورد به زمین به آخر می رسد .
منبع این ماده ی کم چگال ستاره های دنباله دار است . در خلا عبور موفقیت
آمیز ستاره ی دنباله دار از نزدیک خورشید ، سبب کاهش پیوسته مواد یخی از
هسته ی ستاره ی دنباله دار می شود . گردوغبار و ذرات جامد پاشیده شده در یخ
ورقه ورقه شده و در یک صف در اطراف ستاره ی دنباله دار پخش می شوند . این
قطعه کوچک جامد بسیار شکننده است و چگالی کمی دارد . ستاره ی دنباله دار هر
چه مسن تر و تعداد دفعات عبورش از نزدیکی خورشید بیشتر باشد ، کاهش بیشتری
در کل مواد یخی و آزاد شدن مواد شهاب آسمانی وجود دارد .
حدود ۹۹ درصد از کل شهاب ها از ستاره ی دنباله دار سرچشمه گرفته اند . احتمالا باقیمانده ها به سیارکها مربوطند .
شهاب ها را می توان بر حسب مدارشان به دور خورشید طبقه بندی کرد . شهاب های
تکی : همان طور که از نامشان پیداست از جهات مشخصی نمی آیند . گروه دیگر
شهاب ها آنهایند که با رگبارهای شهابی متغیر همراه هستند . این گروه به
صورت نهر هایی از ذرات که در فضا گسترده می شوند و زمین در مدارش از میان
آنها می گذرد قرار دارند . عقیده بر این است که این جریان های شهابی باقی
مانده ی دنباله دارهایی هستند که متلاشی شده و دیگر دیده نمی شوند . یخ
موجود در دنباله دارها تبخیر شده و ذرات جامد را رها کرده است . وقتی که
زمین به یک چنین نهری وارد می شود ، نمایش تماشایی از شهاب ها در آسمان
پدیدار می شود . هر رگبار نقطه ی تشعشعی ویزه ی خود را دارد و آن نقطه ای
است در آسمان که به نظر می رسد شهاب های متغیر از آن جدا می شوند .این یک
اثر منظر است . شهاب های نهر در مسیر های موازی حرکت می کنند . اما به همان
دلیل که به نظر می رسد خطوط موازی راه آهن در افق به هم می رسند ، ولی هر
چه به چشم ناظر نزدیک تر می شوند بیشتر از هم جدا می شوند ، آنها هم به نظر
می رسند که از هم دور میشوند . جهت نهر شهاب ها در هنگام تلاقی با مدار زمین جهت نقطه ی تشعشعی را مشخص می کند .
اگر ناظری به اندازه ی کافی تا دیر وقت بیدار بماند ، در خواهد یافت که
بسامد شهاب ها در ساعات صبح بزرگتر از ساعات نیمه شب است . سرعت متوسط شهاب
ها در مجاورت زمین ۴۱.۶km/s است . در خلال ساعات عصر ، ما نسبت به جهت
حرکت زمین در مدارش به طرف رونده ی زمین سواریم و فقط آن شهاب هایی که در
جهت مدار زمین حرکت می کنند می توانند از زمین سبقت بگیرند ، دیده خواهند
شد .
در صبح به طرف آینده ی زمین سواریم و شهاب ها از تمام جهاتی که ما می
توانیم ببینیم می آیند ، علا.ه بر آن می توان دید که شهاب های دیده شده در
ساعات صبح دارای سرعت های بالاتری هستند ، چون سرعت آنها در موقعی که به
زمین نزدیک می شوند با سرعت زمین در مدارش جمع می شوند . به دلیل این سرعت ،
دمای تولید شده بسیار بالاست . در نتیجه نور شهاب های دیده شده در صبح به
طور قابل توجهی آبی تر از نور شهاب های عصر است . در یک شب صاف بدون مهتاب
طی یک رگبار کامل ، معمولا دیدن ۶۰ شهاب در هر ساعت میسر است . لیکن در
فرصت های نادر ، زمین از میان یک دسته از شهاب های فوق العاده متراکم می
گذرد . برای مثال طی ساعت های اولیه ی بامداد ۱۷ نوامبر ۱۹۶۶ ، بیشتر از
۲۰۰۰ شهاب در سر تاسر غرب ایالات متحده دیده شده است .
شهاب ها به رنگ های زرد ، آبی ،
قرمز و سفید دیده میشود . دلیل این است که هنگامی که شهابواره ها با سرعتی
۱۰ تا ۷۵ km/s وارد جو زمین میشوند بر اثر اصطکاک با جو به شدت داغ می شوند
. دمای آنها به بیش از ۲۰۰۰ درجه سانتیگراد می رسد . این دمای بسیار زیاد
باعث تحریک گازهای اطراف شهاب می شود . گازهای مختلف موجود در جو بر اثر
این دمای زیاد داغ می شوند و می سوزند و به رنگهای مختلفی دیده می شوند .
مثلا” رنگ سبز بیشتر شهاب ها از مولکول های اکسیژن جو گسیل می شوند .
نیتروژن رنگ آبی تولید می کند و سدیم رنگ زرد را . عموما” شهاب هایی با
سرعت بالا به رنگ سفید دیده می شوند ، چون تمام این رنگ ها با هم مخلوط می
شوند . ولی وقتی که سرعت شهاب ها کم می شود به رنگ قرمز در می آیند .
سیاهچاله سد راه شکل گیری ستارگان می شود
سبز تنها رنگ حیات نیست
«ن. کیانگ»(N. Kiang) از ناسا می گوید؛ تشخیص محدوده این رنگ ها مهم است.
رنگ فتوسنتز معمولا در ناحیه زرد، نارنجی و قرمز قرار دارد. برای مثال غیر
ممکن است سیاره ای آبی رنگ پیدا کرد. ولی رنگ سبز نیز محتمل به نظر می رسد.
«و. میدوز» می گوید؛ آنچه در مورد این تحقیق اهمیت دارد این است که رشته
های مختلف علمی را در برمی گیرد تا بهترین مدل ممکن برای پیدا کردن طیف
سیاراتی که شبیه زمین هستند را ارائه کند. این تحقیق به تمامی اطلاعات از
قبیل فوتونی که یک سیاره در زمان حیات خود ساطع می کند تا عمق آب مورد نیاز
یک گیاه، نیاز دارد و هیچ محققی از یک گروه خاص و به تنهایی قادر به حل
این مسئله نخواهد بود.
مرکز توجه محققان روی راه هایی است که گیاهان نور را جذب می کنند و از آن
ماده قندی می سازند. منبع این نور از ستاره مرجع یا در نتیجه تاثیر
فیلترهای گازی موجود در جو است. برای مثال، ازن پرتو فرابنفش را جذب می کند
و به همین خاطر این پرتو به زمین نمی رسد. کیانگ توضیح می دهد؛ آنچه که
مهم است، طیف تعداد ذرات نور است، روی زمین این ذرات در ناحیه قرمز قرار می
گیرند و به همین خاطر گیاهان سبز هستند.
روی زمین گیاهان نور آبی را به علت انرژی بالای آن و نور قرمز را به دلیل
تعداد زیاد ذرات آن جذب می کنند. در نور خورشید نورهای قرمز و آبی بیش از
حد نیاز انرژی ایجاد می کنند؛ به همین دلیل گیاهان روی زمین به انرژی بیشتر
نیاز ندارند. بنابراین بیشتر نور سبز را منعکس می کنند و به همین خاطر سبز
به نظر می آیند. سیاره ای مانند زمین که به دور ستاره ای به بزرگی و دمای
خورشید می گردد، بیشتر تمایل به جذب نورهای آبی و قرمز و کمتر تمایل به جذب
نور سبز را دارد. اما ممکن است در سیاره های دیگر طیف های نوری دیگری غالب
باشند.
در این صورت رنگی مانند قرمز ممکن است مورد نیاز نباشد و در این صورت این
رنگ بیشتر بازتاب شده و در نتیجه سیاره قرمز به نظر می آید.عوامل موثر دیگر
عبارت هستند از نقش لایه ازن، دی اکسید کربن، بخار آب، چگونگی واکنش های
شیمیایی توسط پرتوهای ستاره ای، آمادگی ستاره برای تشعشع ناگهانی نیروی
خورشید، میزان آب موجود در سیاره، میزان نوری که به سطح می رسد، گازهایی که
توسط خود گیاهان ایجاد می شوند و … . به همین دلیل مدل کامپیوتری پیشرفته
ای مورد نیاز است.
مدوز می گوید؛در سیاره ای که تنها توسط قسمت کوچکی از ازن محافظت می شود،
باعث شگفتی است که حیات به هر شکلی وجود داشته باشد. تنها احتمال دارد که
حیات در قسمتی که «مکان مناسب» باشد و در حدود ۳ متری زیر سطح قرار دارد،
محافظت شود. برای سیاره ای که به دور ستاره ای خنک تر از خورشید ما می
گردد، این مکان مناسب در ۹ متری زیر آب قرار دارد. در گذشته تصور بر این
بود که اندک سیاره ای است که به دور ستاره ای بگردد. ولی امروزه با پیشرفت
تلسکوپ ها تعداد زیادی از سیاره های بزرگ و هم اندازه مشتری کشف شده است.
احتمال می رود که حیات به شکل باکتری روی این سیاره های عظیم وجود داشته
باشد.
سیاره ای در خارج از منظومه شمسی

‘سیاره’ تازه (راست) در نزدیکی یک ستاره نسبتا جوان مشاهده می شود
سایر پژوهشگران در گذشته ادعاهای مشابهی را مطرح کرده اند اما برخی
دانشمندان به این ادعاها بدبین هستند و می گویند که این عکس ها تنها نشان
دهنده اشیایی است که از نقطه نظر زمینی ها با ستاره مورد نظر در یک امتداد
قرار گرفته است، نه اینکه دور آن بگردد.
قرصهای چندگانه غبار در اطراف بتا حجار
یكی از عجیب ترین كشفیات انسان دسترسی به فضا است كه پیچیدگی و مشكلات خاص
خود را دارد. راه یابی به فضا پیچیده است، چرا كه باید با بسیاری از
مشكلات روبرو شد. مثلا:
- وجود خلا در فضا
- مشكلات گرما و حرارت
- مشكل ورود مجدد به زمین
- مكانیك مدارها
- ذرات و باقی مانده های فضا
- تابش های كیهانی و خورشیدی
- طراحی امكانات برای ثابت نگه داشتن اشیا در بی وزنی
در این مقاله ما موتورهای موشك های فضایی را مورد بررسی قرار می دهیم تا با طرز كار و پیچیدگی های آن ها آشنا شویم.
بیایید تا بیش تر درباره ی نیروی پرتاب بدانیم:
(پوند) ponds of thrust
و در سیستم متریك با واحد نیوتون شناخته شده است (هر ۴.۴۵ نیوتون نیروی پرتاب برابر است با ۱ پوند نیروی پرتاب).
ترجمه: محمد ش. محمدی
| Design By : Pars Skin |

